راه ، هم راه
نه من فرشته ام که لالایی ِآرام بخوانم
نه تو غول که بین شاخه ها گیر کنی
ما
من و تو
اجسام سردی هستیم توی یک مسافرخانه
و بی اینکه از حجم زیاد مسافر ها بترسیم
دست هم را گرفته بودیم
حالا هم اوضاع فرقی نکرده
تکه پاره و نصفه نیمه هم می شود عاشق ماند
از فاصله ی دور
دور ِ دور حتی
طوری که فضای مسافرخانه
یواشکی و کم کم
رقص را فراموش کند
و ما بی صدا پرواز کنیم
من و تو
نه تو غول که بین شاخه ها گیر کنی
ما
من و تو
اجسام سردی هستیم توی یک مسافرخانه
و بی اینکه از حجم زیاد مسافر ها بترسیم
دست هم را گرفته بودیم
حالا هم اوضاع فرقی نکرده
تکه پاره و نصفه نیمه هم می شود عاشق ماند
از فاصله ی دور
دور ِ دور حتی
طوری که فضای مسافرخانه
یواشکی و کم کم
رقص را فراموش کند
و ما بی صدا پرواز کنیم
من و تو
سوی خودمان
5 Comments:
BA SALAM
mamnoon,vaghan ziba bod.
az inke harooz matalebe zibatary minevisy,vaghan khoshhalam.
eshghkafynist.
در چنین بودنی انسان تنها تر است از تنهایی(ف.و.نیچه
در چنین با هم بودنی انسان تنهاتر است از تنهایی(ف.و.نیچه
هی!دختر
این که می گویی مسافرخانه نیست
مریض خانه ای ست
که مردان و زنان ِ مرده را
شیهه می کشد
تو هم می چرخی و بی حرف
فشفشه های سر گور را
پُف می کنی
کجایی؟
مهمانی تمام شده
نه احمق شدم نه دیوونه .گاهی آدم می تونه به خودش از زاویه های تیزی نگاه کنه
هي دختر، اين كه ميگويي نه مسافرخانه است نه مريضخانه، هرزه خانه است
Post a Comment
Subscribe to Post Comments [Atom]
<< Home